آنیلآنیل، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه سن داره
آرادآراد، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 18 روز سن داره

آنیل ، دختر مهر و ماه من و آراد ، نفسم

برای آنکه باید باشد و نیست...

برای پدر بزرگوارم ، برای پدر بزرگ تو   در آستانه نوروزی دیگر بدون حضور گرم او...     کـــــــــاش میشد لحظه ها را حبس کرد   در کتاب زندگانی دست کرد کــــــــــاش در تقدیر آدم دل نبود   عشــــق را در خانه اش منزل نبود کـــــــاش چشمانم صـــــدایت میزدند ساز غم هایم برایت میزدند دل پر از اندوه جان فرسای توست   خوب میدانی دلم هم پای توست   فاصله گر قدرتش را پیش چشمانم کشید وحشیانه از تنـت روح لطیفت را درید   گوش بسپارد به این نجوای دردآلود من تو نخواهی رفت از روح و تن و از بود من   نور می خ...
23 اسفند 1393

نامگذاری

             پری ناز من     امروز 24 مهر ماه 1392 است.روز عید سعید قربان به منزل پدربزرگ رفتیم.مهمانی ترتیب داده بودند برای تو. پدربزرگ در گوش تو اذان گفتند و اسم قرآنی تورا نرگس خواندند. این خواسته بابا بود. پدربزرگ کمی حال ندارند فرشته کوچولوی من ، گل نرگس من، تو هنوز از آسمانی، برای سلامتی بابا بزرگ دعا کن. چقدر جای پدربزرگ مادریت خالیست. ما آدمها دیر می فهمیم زندگی همان روزهاست که دوست داشتیم بگذرند. پری کوچولوی من ، ایمان دارم بابا بزرگ یه جایی از آسمون ما رو می بینه و لبخند می زنه و در شادی ما شریکه. ...
19 اسفند 1393

اولین قدم

وقتی شانه های کوچکت پناهگاه استوار روح پریشانم     میشود       لذت لمس پیکر معصوم تر از باران توست که مرا وا می دارد       به       دوست داشتنت       وقتی دستهای کوچک فرشته گونه ات را بر صورت نگرانم     میکشی       شرمسار میشوم که تو پاداش کدامین عبادت به جا ناورده ام         هستی     &...
16 اسفند 1393

آنیل و خانه تکانی

نردبون بازی !  علاقه به بازی با دسته جارو برقی! سرامیک هارو خط انداختی!!! نشستن تو شومینه!  عسلی بیا بیرون تمیزش کنیم!!!!    الهی بمیرم! بلند شدی بیای بیرون سرت خورد بالای شومینه! فدای اشکات شم مامان!                                              بیا بغلم!!!!!!                   ...
13 اسفند 1393

17 ماهگی

به تاراج برده ای تمام حواسم را   می خندم تویی،   می گریم تویی،   می خوابم تویی،   انگار نقاشی ات را پشت پلکم کشیده اند!   اکنون برایت می نویسم:   سهم من از تو دنیایی پر از عشق است     امروز 15 اسفند 1393 شما 17 ماهه شدی گاهی به خودم میام و میبینم چقدر زمان زود میگذره!!!!             انگار همین دیروز شوق اولین نوروز سه نفرمون رو داشتیم و حالا 15 روز مانده تا دومین.  هنوز شیر خودمو می خوری. برا شیر مادر گریه می کنی! به امید خدا تا رو...
11 اسفند 1393

کودکم می آموزد که اگر .....

  اگر کودکان با ترس زندگی کنند، می آموزند نگران باشند . اگر کودکان با ترحم زندگی کنند، می آموزند برای خودشان احساس تاسف کنند اگر کودکان با انتقاد زندگی کنند، می آموزند محکوم کنند . اگرکودکان با خصومت زندگی کنند، می آموزند مبارزه کنند . اگر کودکان با ترس زندگی کنند، می آموزند نگران باشند . اگر کودکان با ترحم زندگی کنند، می آموزند برای خودشان احساس تاسف کنند .  اگر کودکان با تمسخر زندگی کنند، می آموزند خجالتی باشند . اگر کودکان با حسادت زندگی کنند، می آموزند رشک بورزند . اگر کودکان با شرم زندگی کنند، می آموزند احساس گناه کنند . اگر کودکان با تشویق...
7 اسفند 1393

بهانه و ترانه زندگیم

            بهانه و ترانه  زندگیم آنیل ممنونم برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی .  برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش دادی .  برای همه وقت هایی که به من جرات و شهامت دادی .  برای همه وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی .  برای همه وقت هایی که با من شریک شدی .  برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی .  برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی .  برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی .  برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی .  برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من بودی .&nbs...
6 اسفند 1393

برای عشق زندگیمان آنیل

چه خوش افسانه مي گويي به افسون هاي خاموشي مرا از ياد خود بستان بدين خواب فراموشي ز موج چشم مستت چون دل سرگشته برگيرم كه من خود غرقه خواهم شد درين درياي مدهوشي                    مي از جام مودت نوش و در كار محبت كوش به مستي ، بي خمارست اين مي نوشين اگر نوشي سخن ها داشتم دور از فريب چشم غمازت چو زلفت گر مرا بودي مجال حرف در گوشي نمي سنجد و مي رنجند ازين زيبا سخن سايه بيا تا گم كنم خود را به خلوت هاي خاموشي ...
1 اسفند 1393